لطفا قبل از درخواست جزوه نمونه جزوه را دانلود کنید و بعد به بنده در ایمیل یا در کانال تلگرام پیغام بدهید تا هماهنگی ها با شما انجام شود.
 
آخرین مطالب
 
صفحات
اصلاحیه سوالات وزارت بهداشت

سلام

با توجه به گل کاری های عزیزان طراح از وزارت عزیز بهداشت اصلاحیه سوالات برخی رشته هارو اینجا میارم

اموزش بهداشت: بدون اعتراض

آناتومی: سوال ١۴۴ جواب صحیح گزینه ب

علوم تغذیه و علوم بهداشتی در تغذیه:

سوالات ٩٣ و ٩۴ و ١١٠ و١١٢ و ١١٧ حذف!!!!!!!چه می کنه این وزارت خونه!!هیئت بورد کجان!!!

سوال٨ گزینه ب و ج

سوال١٠ گزینه ب

و سوال ۶٠ گزینه های ب و ج صحیح هستند.

فیزیولوژی: سوال ۴ حذف

انگل شناسی:بدون اشتباه

بیوشیمی: بدون اشتباه

با توجه به بالا بودن سطح علمی اساتید کادر طراح(توی مصاحبه دکترا دیدم) هیچی از این آقایون بعید نیست یک مشت فسیل!!!!اون بالا نشستند با آینده بچه های مردم بازی می کنند مملکت گل و بلبل!!!

ای وای سیاسی حرف زدم!!!!دیگه چه میشه کرد!حرفم با کسانیکه می تونن برای ادامه تحصیل برند خارج از کشور! برن!

http://upload./7/1272249400.jpg

خداوند خود به داد این مردم برسه

یاعلی


برچسب‌ها:
فشار اسمزی

سلام

برخی از محلولها که دارای مواد حل شده غیرفرار هستند، می‌توانند در عبور از غشایی که نسبت به یکی از مواد تشکیل دهنده محلول تراوا است، تغییر غلظت دهند. این پدیده که تحت خاصیتی به نام فشار اسمزی ایجاد می‌شود، به پدیده اسمز معروف است.

 

تصویر

بعضی از خواص محلولها اساسا به غلظت ذرات حل شده ، نه به ماهیت این ذرات ، بستگی دارد. این خواص را خواص غلظتی (Colligative) می‌نامند. یکی از این خواص ، برای محلولهای دارای مواد حل شده غیر فرار ، عبارت از «فشار اسمزی» است. عامل ایجاد فشار اسمزی ، ذرات و حرکات جسم حل شونده است.

ماهیت فشار اسمزی

غشایی مانند سلوفان که برخی از مولکولها ، نه همه آنها ، را از خود عبور می‌دهد، غشای نیمه تراوا نامیده می‌شود. غشایی را در نظر می‌گیریم که بین آب خالص و محلول قند قرار گرفته است. این غشا نسبت به آب ، تراوا است، ولی «ساکارز» (قند نیشکر) را از خود عبور نمی‌دهد. در شروع آزمایش ارتفاع آب در بازوی چپ لوله U شکل برابر با ارتفاع محلول قند در بازوی راست این لوله است. از این غشا ، محلولهای قند نمی‌توانند عبور کنند، ولی مولکولهای آب در هر دو جهت می‌توانند عبور کنند.

در بازوی چپ لوله فوق (بازویی که محتوی آب خالص است)، تعداد مولکولهای آب در واحد حجم بیش از تعداد آنها در بازوی راست است. از اینرو ، سرعت عبور مولکولهای آب از سمت چپ غشا به سمت راست آن بیشتر از سرعت عبور آنها در جهت مخالف است. در نتیجه ، تعداد مولکولهای آب در سمت راست غشا بتدریج زیاد می‌شود و محلول قند رقیق‌تر می‌گردد و ارتفاع محلول در بازوی راست لوله U زیاد می‌شود. این فرایند را اسمز می‌نامند.

اختلاف ارتفاع در سطح مایع در دو بازوی لوله U ، اندازه فشار اسمزی را نشان می‌دهد. بر اثر افزایش فشار هیدروستاتیکی در بازوی راست که از افزایش مقدار محلول در این بازو ناشی می‌شود، مولکولهای آب از سمت راست غشا به سمت جپ آن رانده می‌شوند تا اینکه سرانجام سرعت عبور از سمت راست با سرعت عبور از سمت چپ برابر گردد. بنابراین حالت نهایی یک حالت تعادلی است که در آن ، سرعت عبور مولکولهای آب از غشا در دو جهت برابر است.

اسمز معکوس

اگر بر محلول بازوی سمت راست ، فشاری بیش از فشار تعادلی وارد شود، آب در جهت مخالف معمول رانده می‌شود. این فرایند که «اسمز معکوس» نامیده می‌شود، برای تهیه آب خالص از آب نمک‌دار بکار می‌رود.

تشابه اسمز و نفوذ

بین رفتار مولکولهای آب در فرایند اسمز و رفتار مولکولهای گاز در فرایند نفوذ ، تشابهی وجود دارد. در هر دو فرایند ، مولکولها از ناحیه غلیظ‌تر به ناحیه رقیق‌تر نفوذ می‌کنند.

معادله وانت هوف

یاکوب وانت هوف در سال 1887 رابطه زیر را کشف کرد:

Πv=nRT



که این رابطه برای محلولهای ایده‌آل می‌باشد. در این رابطه ،
π فشار اسمزی (برحسب اتمسفر) ، n تعداد مولکولهای ماده حل شده در حجم V (برحسب لیتر) ،T دمای مطلق و R ثابت گازها (0،08206L.atm/K.mol) است. تشابه بین این معادله و معادله حالت یک گاز ایده‌آل ، کاملا مشخص است. این رابطه را می‌توان به صورت زیر نوشت:

Π= MBRT



که در آن
M__ مولاریته محلول است. وانت هوف به خاطر این کشف ، جایزه نوبل شیمی سال 1901 را از آن خود کرد.

تصویر

نقش فرایند اسمز در پدیده‌های طبیعی

اسمز در فرایندهای فیزیولوژیکی گیاهی و حیوانی نقش مهمی دارد. عبور مواد از غشای نیمه تراوای سلول زنده ، کار کلیه‌ها و بالا رفتن شیره گیاهی در درختان ، مهمترین نمونه‌های اسمز است. غشای گلبولهای قرمز از نوع نیمه تراوا است. اگر گلبولهای قرمز در آب خالص قرار گیرند، آب به درون آن نفوذ کرده و مایعات آن را رقیق می‌کند.

در نتیجه گلبول متراکم شده و جدار آن پاره می‌شود و اگر گلبول قرمز در محلول غلیظ قند قرار گیرند، آب درون گلبولها از غشای آنها عبور کرده و محلول اطراف آن را رقیق می‌کند. در نتیجه ، گلبولها چروکیده می‌شوند. بمنظور ممانعت از وقوع هر یک از این حوادث در تزریقات وریدی ، محلولهای مورد استفاده باید ایزوتونیک با خون باشد، یعنی فشار اسمزی این محلولها باید برابر با فشار اسمزی خون باشد.

یاعلی


برچسب‌ها:
مفاهیم اولیه غلظت

سلام

یک محلول را می‌توان به عنوان مخلوط همگنی از دو یا چند ماده تعریف کرد. درمحلول گاز - مایع یا جامد - مایع معمولا مایع ، حلال و جز دیگر ماده حل شونده می‌باشد. اما دریک مخلوط مایع - مایع انتخاب جز حلال و حل شونده دشوار است. مگر اینکه مقدار یکی بیشتر از دیگری باشد. وقتی در مورد محلولها بحث می‌شود. اولین چیزی که به ذهن می‌آید غلظت آنها می‌باشد. غلظت عبارت است از مقادیر نسبی اجزا موجود در یک محلول. مثلا محلولی که شامل مقدار کمی ماده حل شده باشد، محلول رقیق می‌باشد یا اگر مقدار ماده حل شده بیشتر شود، محلول غلیظ نامیده می‌شود. خواص محلولها به مقادیر نسبی ماده حل شده در حلال بستگی دارد. برای همین است که درکارهای کمی مربوط به محلولها ابتدا باید غلظتها را مشخص کرد.
‍‍‍‍‍روشهای مختلف بیان غلظت

مولاریته

مولاریته یک محلول عبارت است از مقدار مولهای جسم حل شده در یک لیتر از محلول. این غلظت را به صورت میلی مول حل شده در میلی لیتر هم بیان می‌کنند و یکی از پر کاربردترین مفاهیم غلظت در شیمی تجزیه می‌باشد. این تعریف بر اساس حجم کل محلول استوار است. وقتی غلظت محلول بر حسب مولاریته بیان می‌شود، محاسبه مقدار ماده حل شده موجود در یک نمونه معین از محلول آسان است. تعداد مولهای جسم حل شده از تقسیم کردن وزن آن بر حسب gr به وزن فرمولی آن (وزن مولکولی ، وزن اتمی ، وزن یونی) بدست می‌آید.
وزن فرمولی/ وزن جسم حل شده =تعدادمولها g r / lit لیترمحلول/ مقدارمولهای ماده حل شده=M مولاریته !! نرمالیته: نرمالیته یک محلول برابراست با ارزگرمهای (اکی والان گرمهای) ماده حل شده دریک لیترازمحلول. وزن اکی والان شیمیایی یک ماده بستگی به واکنشی دارد که درآن شرکت کرده است. به عنوان مثال اگر اسیدسولفوریک در واکنش ختثی شدن شرکت کند، هم ارز شیمیایی آن نصف وزن مولکولی آن می باشد.
وزن اکی والان گرم یک ماده برحسب نوع واکنش تعیین می شود.
لیترمحلول/ شماراکی والان جسم حل شده = N نرمالیته
به عنوان مثال وزن اکی والان ماده ای که درواکنش خنثی شدن شرکت می کند عبارت از وزنی ازآن ماده است که درآن واکنش بایک وزن فرمول گرم یون هیدروژن ترکیب می شود.

. n/ M وزن نمونه = E اکی والان


n = تعداد هیدروژنهای اسید-تعداد OH باز-ظرفیت فلز درنمک-عدداکسیداسیون و …
برحسب نوع واکنش n تعیین می شود.

مولالیته: مولالیته یک محلول عبارت است از عددمولهای حل شده در g r 1000 حلال. مولالیته یک محلول آبی بسیار رقیق همان مولاریته آن محلول است زیرا g r 1000 آب تقریبا ml 1000 حجم اشغال می کند.

gr/ mol gr 1000 حلال / تعداد مولهای ماده حل شده = m مولالیته

درصد وزنی

درصد وزنی یک ماده حل شده دریک محلول عبارتست از:
گرمهای حلال+گرمهای جسم حل شده/ گرمهای جسم حل شده×100 = W% درصد وزنی
درصد وزنی معمولا برای بیان غلظت تجارتی محلولهای آبی در واکنشگرها به کار می رود و به عنوان مثال اسیدنیتریک به صورت محلول 70% به فروش می رسد که در100 گرم آن ، 70 گرم اسیدنیتریک وجود دارد.

درصد حجمی

عبارت است از لیترجسم حل شده برلیترمحلول ضربدرصد.

100×لیترمحلول/ لیتر جسم حل شده = V o l %

گرم برحجم

عبارت است از مقدارگرمهای جسم حل شده دریک لیترمحلول. لیترمحلول/ گرم جسم حل شده=C

درصد وزنی-حجمی

100×حجم محلول به میلی لیتر/ وزن ماده حل شده به گرم=درصدوزنی-حجمی ( V/ W )
این غلظت برای بیان ترکیب محلولهای آبی رقیق و واکنشگرهای جامد به کار می رود بنابراین یک محلول آبی 5% از نیترات نقره محلولی می باشد که ازحل کردن 5 گرم نیترات نقره درمقدارکافی آب مقطر برای تولید 100 میلی لیتر محلول استفاده شده است.

کسرمولی

کسرمولی یک جزء سازنده محلول ، نسبت عده مولهای آن جزء به تعدادکل مولهای تمام اجزاء موجود درمحلول می باشد.
کل مولهای اجزاء موجود درمحلول … n c+ nB+ nA / تعدادمولهای A nA= X_A کسرمولی جسم A

فرمالیته یا غلظت نرمال

فرمالیته عبارت است از مقدار وزن فرمولی ازیک ماده حل شده برحسب گرم دریک لیترمحلول.
لیترمحلول/ ( gFW )= فرمالیته( F)وزن مولکولی/ گرمهای نمونه حل شده = وزن فرمول گرمی ( g FW )

قسمت درمیلیون یا ppm

عبارت است از وزن جسم حل شده برحسب میلی گرم در یک لیتر از محلول.
لیترمحلول/ میلی گرم جسم حل شده = p pm
غلظت مولار و غلظت نرمال پرکاربردترین واحدهای غلظت در تهیه محلولها می باشند.

یا علی


برچسب‌ها:
خواص کولیگاتیو

سلام

برخی از خواص محلولها به جای ماهیت محلول ، به غلظت ذرات ماده حل شده بستگی دارد. این خواص را خواص کولیگاتیو می‌نامند. برای محلولهایی که شامل ماده حل شده غیر فرار هستند، این خواص عبارتند از: کاهش فشار بخار ، نزول نقطه انجماد ، صعود نقطه جوش و فشار اسمزی.

همه ما با خواص کولیگاتیو محلول ها در زندگی روزمره سرو کار داریم، بدون این که اصطلاح علمی آن را بدانیم و یا علت وقوع چنین پدیده‌‌‌‌‌‌هایی را بتوانیم توضیح دهیم. به‌عنوان مثال ، در تهیه مربا و شربت به صورت علمی تجربه کرده‌ایم که محلول آب و شکر دیرتر از آب خالص می‌جوشد یا محلول آب و نمک و آب و شکر در دماهای پایینتر از دمایی که آب خالص یخ می‌بندد، منجمد می‌شوند. وقتی در رادیاتور ماشین برای جلوگیری از انجماد آب ، ضد یخ اضافه می‌کنیم، از پدیده نزول نقطه انجماد استفاده کرده‌ایم.

پدیده اسمز در بسیاری از فرآیندهای زیستی نقش اساسی دارد. مواد غذایی و زائد با عمل اسمز از میان دیواره سلول های بافت های حیوانی عبور داده می‌شوند. سلول های خونی در محلول های غلیظ ، آب از دست داده‌ ، چروکیده می‌شوند. به همین دلیل ، باید محلول های غذایی تزریقی به داخل سیاهرگ ، باید دقیقا طوری تنظیم شود که فشار اسمزی خون (در حدود 7.7 اتمسفر) برابر باشد.

دیواره سلول های گیاهی و جانوری به‌عنوان غشاهای نیمه‌تراوا عمل می‌کنند و در محلولهای قندی و نمکی ، آب از دست داده ، چروکیده می‌شوند. در زیر برخی از خواص کولیگاتیو را بررسی می‌کنیم.

کاهش فشار بخار

فشار بخار تعادل حلال بالای یک محلول کمتر از حلال خالص است. به تجربه دیده شده است که محلولهای آبی غلیظی مانند آب قند ، آهسته‌تر از آب خالص تبخیر می‌شوند و این نشان‌دهنده کاهش فشار بخار آب بر اثر وجود ماده حل شده است. اگر غلظت ماده حل شده به حد کافی زیاد باشد، بخار موجود در اتمسفر ، مایع شده ، بعد از ورود به محلول ، آن را رقیق خواهد کرد. بررسی میزان کاهش فشار بخار نشان می‌دهد که این کاهش ، یک خاصیت کولیگاتیو حقیقی است و مستقیما به غلظت ماده حل شده بستگی دارد و مستقل از ماهیت مولکولهای حل شده است.

رابطه بین فشار بخار حلال و غلظت را می‌توان به این صورت بیان کرد:

1 - P1 = X21

کمیت P˚1 - P1 ، اختلاف بین فشار بخار حلال در مایع خالص و در محلول است و همان ، کاهش فشار بخار خواهد بود. بنابراین:

VPL =X˚2P1 (کاهش فشار بخار)

در این معادلات P1 فشار بخار حلال روی محلول ، X1 کسر مولی حلال در محلول و P˚1 فشار بخار حلال خالص در همان دما ، X2 جزء مولی ماده حل شده.


تصویر
جوش

 

صعود نقطه جوش

محلولی از ماده حل شده غیر فرار همواره در دمای بالاتر از نقطه جوش حلال می‌جوشد. در محلولهایی که رقیق هستند، صعود نقطه جوش مستقیما به غلظت ماده حل شده بستگی دارد. صعود نقطه جوش محلولهایی را که مواد حل شده آنها غیر فرار هستند، می‌توان بر حسب کاهش فشار بخار توجیه کرد. چون محلول مذبور در هر دمایی فشار بخاری کمتر از فشار بخار حلال خالص دارد، محلول مذبور باید برای جوش آمدن به دمای بالاتری برسد، یعنی رسیدن به این دما قبل از این که فشار بخار محلول برابر با فشار بیرون باشد، صورت گیرد. صعود نقطه جوش در یک محلول را از رابطه زیر بدست می‌آورند:

Tb = Kb X m∆

در این معادله Tb∆ صعود نقطه جوش بر حسب درجه سیلسیوس ، m مولالیته و Kb ثابت مربوط به حلال مورد نظر است. Kb برای آب 0.52 درجه می‌باشد. یعنی نقطه جوش یک مولال آبی ماده حل شده غیر فرار (قند و اوره ...) 0.52 بیشتر از نقطه جوش آب است.

نزول نقطه انجماد

محلولهای شامل مقدار کمی از ماده حل شده در دماهای پایینتر از حلال خالص منجمد یا ذوب می‌شوند. شیمیدانها از این روش برای بررسی خلوص جامداتی که در آزمایشگاه تهیه کرده‌اند، استفاده می‌کنند. با مقایسه نقطه ذوب نمونه تهیه شده با نمونه خالص ، میزان ناخالصی موجود در نمونه را حدس می‌زنند.

نزول نقطه انجماد هم مانند صعود نقطه جوش ، نتیجه مستقیم کاهش فشار بخار حلال بر اثر حضور ماده حل شده است. نقطه انجماد یک محلول دمایی است که در این دما فشار بخار حلال موجود در محلول مانند فشار بخار حلال جامد خالص است. این موضوع نشان می‌دهد که هنگام انجماد محلول ، حلال خالص (مثل یخ) جدا خواهد شد و در عمل هم این اتفاق می‌افتد. نزول نقطه انجماد هم متناسب با غلظت ماده حل شده است و از این رابطه بدست می‌آید:

Tf = Kf X m∆
در این معادله Tf∆ صعود نقطه جوش بر حسب درجه سیلسیوس ، m غلظت مولال و Kf ثابت مربوط به حلال مورد نظر است.


جدول ثابتهای نقطه انجماد و نقطه جوش مولال چند حلال
حلال نقطه انجماد بر حسب سیلسیوس Kf نقطه جوش بر حسب سیلسیوس Kb
آب 0 1.86 100 0.52
اسید استیک 17 3.90 118 2.93
بنزین 5.50 5.10 80 2.53
سیکلوهگزان 6.5 20.2 81 2.79
کافور 178 40.0 208 5.95



تصویر
اسمز

 

فشار اسمزی

اگر دو ظرف که یکی حاوی آب خالص و دیگری یک محلول آبی قند باشد، در یک محفظه قرار داده شوند، با گذشت زمان ، سطح مایع در بشر شامل محلول بالا می‌رود، در حالیکه سطح آب خالص پایین می‌آید. در نتیجه ، در اثر تبخیر و میعان ، همه آب به محلول منتقل می‌شود. این اثر ناشی از اختلاف فشار بخار آب در دو بشر است که آب خود به خود از ناحیه‌ای که فشار بخارش بالاست، به نقطه‌ای که فشار بخارش پایین است، منتقل می‌شود. هوای داخل محفظه نسبت به مولکولهای آب تراوا می‌باشد.

غشاهایی وجود دارد که نسبت به مولکولهای حلال (مثل آب) تراوا هستند. اما مانع عبور مولکولهای ماده حل شده می‌شوند. فرآیندی را که طی آن ، فقط حلال از غشای تراوا نفوذ می‌کند، اسمز معکوس می‌نامند. با اعمال فشار بر محلول ، می‌توان مانع عبور مولکولهای آب از درون غشا به محلول مزبور شد. مقدار فشار برونی که بتواند مانع عمل اسمزی شود، به نام فشار اسمزی محلول معروف است. فشار اسمزی یک محلول رقیق ، یکی از خواص کولیگاتیو می‌باشد، زیرا با غلظت ماده حل شده نسبت مستقیم دارد و مستقل از ماهیت ماده حل شده است. فشار اسمزی از رابطه زیر حساب می‌شود:

π = MRT

در این معادله ، π فشار اسمزی بر حسب اتمسفر ، M مولاریته ، R ثابت جهانی گازها (0.0821Lit.atm/mol˚K) و T دما بر حسب کلوین می‌باشد. چون M = n/V که در آن n تعداد مولها و V حجم هستند، بنابراین πV = nRT .

امیدوارم مفید باشد.

یا علی


برچسب‌ها:
کتاب IQB فیزیولوژی دکتر قاسمی به بازار اومد

سلام

http://up./Files/12ad1c090589405cb988.jpg


برچسب‌ها:
نحوه مطالعه یک کتاب مشکل

سلام

همه دنبال این هستند که با اشتیاق مفاهیم عمیق علمی را حتی در اوقات فراغت ، سفر و … فرا گیرند. گاهی این اشتیاق در جماعت کم رنگ می‌شود. افراد درمی‌یابند کتابهایی که آنها با امید و اشتیاق برای یادگیری باز می‌کنند، به چیزی مافوق فهمشان مبدل می‌شود. هر کتابی قصد دارد مفاهیمی را به خواننده‌اش برساند و این مقدور نیست، مگر آنکه نحوه مطالعه آن به درستی صورت گیرد. پس راه صحیح مطالعه یک کتاب با محتوای سنگین چیست؟

wikipedia-print

قواعد صحیح خواندن

پاسخ سوال اخیر در یکی از قواعد مهم خواندن نهفته است. شما باید کتاب را قبل از تسلط بر آن ، سطحی بخوانید. ابتدا چیزهایی را دنبال کنید که می‌توانید آنها را بفهمید و خودتان را در برابر مطالب دشوار گرفتار نسازید. پاراگراف‌های پیشین ، زیرنویس‌ها ، مباحث و مراجعی را که از آنها می‌ترسید، درست بخوانید. کتاب دارای مطالبی است که شما سریعا آنها را درک می‌کنید. حتی اگر نصف مطالب یا کمترش را درک کردید، شما می‌توانید کتاب مورد مطالعه را تا حدودی بفهمید. یکی از روشهای کتاب خوانی سطحی به خواندن اجمالی معروف است.

درست است که با مطالعه سطحی نمی‌توانید به آنچه که با خواندن و مطالعه عمیق بدست می‌آورید، برسید. با این حال خواندن اجمالی روش کاربردی است. در مواقعی که شما با انبوهی از کتابها روبرو هستید، با سطحی خوانی و با دقت شگفت آوری می‌توانید درکی کلی از محتوای کتاب بدست آورید.

مراحل سطحی خوانی

برای سطحی خوانی مراحل زیرین روش مناسب برای شروع مطالعه کتاب به صورت اجمالی است:

عنوان صفحه و مقدمه

به عنوان صفحه و مقدمه نگاه کنید و بویژه به عناوین فرعی یا دیگر نشانه‌هایی توجه کنید که به هدف و چشم انداز کتاب یا نویسنده اشاره دارد. از این طریق آشنایی مختصری با محتوای کتاب هم خواهید یافت.

مطالعه فهرست مطالب

فهرست مطالب را برای کسب دریافت کلی از ساختار کتاب بخوانید. از فهرست کتاب به عنوان نقشه جاده ، قبل از شروع سفر کمک بگیرید، این عمل نیز یک دید عمومی از کتاب برای شما بدست می‌دهد.

مطالعه فهرست موضوعی

فهرست موضوعی کتاب را بازبینی کنید تا با دامنه موضوعات تحت پوشش یا منابع مورد استفاده مولفان و حتی خود مولفان آشنا شوید. هرگاه فهرست اطلاعات در پایان هر فصل ، مهم و حساس به نظر رسید، برای درک بهتر ، آنها را در متن پیدا کنید، بدین طریق شما کلید نزدیک شدن به مولف را پیدا می‌کنید.

شروع مطالعه محتوا

شما دیگر برای خواندن کتاب یا سطحی خوانی ، هر کدام را که انتخاب کنید، آماده هستید. اگر سطحی خوانی را انتخاب کنید به فصولی از کتاب نگاه کنید که حاوی بندهای اصلی یا عبارات خلاصه شده در شروع یا پایان فصل هستند. پس صفحات را ورق بزنید. در عین حال یکی دو پاراگراف و گاهی هم چند صفحه متوالی را بخوانید. بدین صورت کتاب را ورق زده، همواره در پی یافتن نبض مطلب باشید، با این روش و تعمیم آن به کل کتاب شما آن را خوانده‌اید و محتوا و مطالبش را یاد گرفته‌اید.

تذکر مهم

اگر با این روش شروع به سطحی خوانی کتاب بکنید، چه بسا در پایان پی ببرید که به هیچ وجه در حال سطحی خوانی نیستید، بلکه آن را با دقت می‌خوانید، آن را می‌فهمید و از آن لذت می‌برید. بنابراین زمانی که کتاب را زمین بگذارید، درمی‌یابید که بعد از این هیچ موضوعی برایتان دشوار نخواهد بود. به عبارتی مطالعه هیچ کتاب و مطلبی برای شما مشکل نخواهد بود و در کل کتاب مشکلی ندارید.

یا علی


برچسب‌ها:
برنامه ریزی به روش نوین PDCA

ویژگیهای برنامه ریزی به روش نوین PDCA

 ویژگی اول : توجه به آینده در کنار توجه به حال و گذشته 

برخلاف اکثر برنامه ریزی ها که یا فقط به آینده و یا به گذشته توجه دارند. در این نوع برنامه ریزی کانون توجه بر سه زمان گذشته ، حال و آینده است . توجه به گذشته و حال کمک شایانی در شناخت خودتان از نظر استعداد، توانایی ها و پشتکار و... دارد. و این مسأله به شما کمک می کند تا برنامه ریزی آینده خودتان را بر پایه ی این شناخت استوار سازید. 

همچنین با توجه به حال و گذشته که با توجه به ارقام درج شده در صفحه ی ارزیابی بدست آورده اید، می توانید برنامه ی آینده تان را واقع بینانه تر طرح ریزی کرده و آنرا اجرا کنید. 

ویژگی دوم :  انعطاف پذیری بالا و پویایی آن 

همانطور که بعداً خواهید دید در این نوع برنامه ریزی در مرحله ی تهیه ی برنامه و اجرای آن انعطاف پذیری بالایی وجود دارد. وجود انعطاف پذیری در برنامه به شما امکان می دهد در هر زمان که در حال اجرای برنامه هستید، در همان زمان (با توجه به زمان حال و موقعیت های غیرمنتظره ) برنامه ی تان را تغییر دهید. [ البته ملاک تغییر دادن برنامه یا عدم تغییر آن ، افزایش بهره وری مطالعه و استفاده از زمان می باشد.   ]

ویژگی سوم : واقع بینانه بودن این نوع برنامه 

در این روش برنامه ریزی توجه به واقعیت ها مهم است و برنامه باید نیازها و فعالیت های روزانه شما را نیز شامل شود. مثلاً شما باید فعالیت های فوق برنامه مانند تغذیه ، استراحت ، ورزش ، تماشای تلویزیون ، استفاده از کامپیوتر و... را در برنامه ی خود وارد کنید. البته توجه داشته باشید این نوع فعالیت ها نباید وقت زیادی را از شما بگیرد. مثلاً تماشای تلویزیون بیش از اندازه مخصوصاً اگر داوطلب کنکور هستید، به برنامه ی شما ضربه خواهد زد. توجه داشته باشید که امسال برای شما سال سرنوشت سازی است بنابراین زمان را با مسائل بی اهمیت از دست ندهید. زیرا سالهای بعد به اندازه کافی فرصت دارید که به این امور (فعالیت فوق برنامه ) بیشتر بپردازید. 

ویژگی چهارم : قابل اجرا بودن این نوع برنامه 

با توجه به اینکه این برنامه با توجه به واقعیت ها تدوین می شود. بنابراین کاملاً قابل اجرا می باشد و همانطور که می بینید اجرای برنامه یکی از مراحل اساسی این نوع برنامه ریزی است . توجه داشته باشید برنامه ریزی ، بدون اجرای آن فقط چند نوشته روی کاغذ بیشتر نیست و این اجرای برنامه است که به برنامه ریزی اهمیت می دهد. 

همانطور که بعداً خواهید دید این روش برنامه ریزی زمان زیادی را از شما نمی گیرد و مثلاً هنگامی که پس از چند هفته به برنامه ی متعادل برسید حدود 10 الی 20 دقیقه در هفته برای اینکار کافی خواهد بود و این زمان در مقابل میزان افزایش کارایی شما، بسیار ناچیز است . 

بنابراین سعی کنید برنامه ای را که نوشته اید، در زمان مشخص خود انجام دهید. 

ویژگی پنجم : نقش اصلی در این برنامه ریزی بعهده شماست . 

همانطور که قبلاً در بحث بهترین برنامه ریز چه کسی است؟ بیان شد، بهترین برنامه ریز خود شما هستید و دلایلی برای این مسأله در همانجا ذکر شد. فقط ممکن است بیان کنید: من که بلد نیستم برنامه ریزی کنم؟ من که اصلاً تا به حال برنامه ریزی نکرده ام؟ و یا من که با مراحل کار برنامه ریزی آشنا نیستم؟ 

بنابراین ما در این فصل شما را با یک شیوه مؤثر برنامه ریزی آشنا می کنیم و مراحل آنرا به شما آموزش می دهیم . و سعی می نماییم در هر مرحله ، مطالبی را که شما جهت امر برنامه ریزی به آن نیازمند هستید بیان کنیم ، تا شما به راحتی بتوانید یک برنامه ی خوب ، صحیح و منطقی را برای خودتان طرح ریزی و آنرا اجرا کنید. 

ویژگی ششم : رقیب اصلی در این نوع برنامه ریزی خودتان هستید. 

شما در این نوع برنامه ریزی هر هفته و هر روز سعی می کنید که با روز و هفته ی گذشته خود چه از نظر کمیت مطالعه و چه از نظر کیفیت مطالعه رقابت داشته باشید. 

ویژگی هفتم : توجه به کیفیت در کنار کمیت 

یکی از اشکالاتی که در اکثر برنامه ریزی ها وجود دارد توجه یک طرفه به کمیت است . در این نوع برنامه ریزی سعی شده است به کیفیت و بازده مطالعه نیز توجه شود. شما در حین اجرای برنامه با استفاده از روشهای نوین مطالعه ، ترک عادتهای غلط و همچنین با عمق بخشیدن به یادگیری هایتان کیفیت را نیز مدنظر دارید و در مرحله ی ارزیابی نیز کیفیت مطالعه و میزان یادگیری مورد توجه شما می باشد. 

ویژگی هشتم : ساده بودن برنامه ریزی به این روش 

پس از مطالعه ی این فصل و یک بار اجرای روش های ارایه شده متوجه خواهید شد که شما به سادگی می توانید برای خود برنامه ریزی کنید. 

 مرحله ی اول: برنامه ریزی کنید . (plan)

گام اول :برنامه کلی

در این قسمت شما برای کل زمانی که تا آزمون سراسری وقت دارید، برنامه ریزی می کنید. برنامه ی کلی ، طرحریزی فعالیت های شما تا زمان برگزاری آزمون است . البته نه به صورت جزئی بلکه به صورت کلی و جامع . 

- تا کنکور چه مدت زمان دارید؟ 

- برای کنکور چه درس ها یا موضوعاتی باید مطالعه شود؟ 

- در طول هفته چند ساعت را جهت مطالعه در نظر گرفته اید؟ 

- تاکنون چه میزان مطالعه کرده اید و چه درس هایی را خوانده اید؟ 

- و همینطور چه درس هایی را هنوز مطالعه نکرده اید؟ 

- زمانی که طول می کشد هر درس را بخوانید چقدر است؟ 

- با توجه به ضرایب درس ها و یا مشکل بودن یک درس یا تعداد مرورهای آن چه میزان وقت مطالعه باید در هر درس در نظر داشته باشید؟ 

* به پرسش های بالا با دقت پاسخ دهید و همه ی پاسخ ها را به طور خلاصه بر روی کاغذی یادداشت کنید. و با توجه به آنها یک طرح کلی از زمان حال تا برگزاری آزمون برای خودتان در نظر بگیرید. 

در این مرحله شما با جمع کردن ساعت هایی که برای مطالعه دروس باید صرف کنید و همچنین با در نظر گرفتن ساعتهای مطالعه هفتگی تان یک طرح ریزی کلی انجام می دهید. 

سعی کنید در طرح ریزی این مرحله از کارتان مطالعه دروس و مرور آنها را تا یک ماه و نیم مانده به کنکور به اتمام برسانید زیرا همانطور که در فصل آخر میآید این فرصت باقیمانده تا کنکور باید به طور اختصاصی صرف مرور و تست زنی (به صورت مجموعه ای یعنی سؤالات یک درس مشخص در یکی از آزمونهای سراسری یا آزاد) شود و دیگر وقت مطالعه ی مباحث جدید به اتمام رسیده است . 

این گام از برنامه ریزی که شاید بیشترین وقت را از شما بگیرد، فقط یکبار صورت می پذیرد، درصورتیکه تغییری در برنامه ی اساسی شما رخ ندهد، یک بار تدوین برنامه در هر ترم و یا برای کل سال تحصیلی کافی است . بنابراین این برنامه به شما می گوید که تا زمان کنکور به طور کلی چه کارهایی را (با توجه به زمان انجام هر کدام ) باید انجام دهید. مثلاً در برنامه ی کلی ، شما مشخص می کنید که تا چهار ماه آینده باید تمام دروس خوانده شود. (البته با توجه به واقعیت ها) 

 گام دوم-تدوین برنامه هفتگی و روزانه

هنگامیکه طرح ریزی برنامه ی کلی به پایان رسید، تدوین برنامه هفتگی و روزانه آغاز می شود. تدوین برنامه ی هفتگی براساس برنامه ی کلی صورت می پذیرد. برای تهیه و تدوین برنامه ی هفتگی و روزانه به مراحل و نکات زیر دقت کنید: 

1- واحد مطالعه ی خودتان را تعیین کنید. 

واحد مطالعه زمانی است که در آن بهترین و بیشترین کارایی را برای انجام مطالعه دارا می باشید. دقت داشته باشید واحد مطالعه ی هر فرد مختص خود اوست . (واحد مطالعه در فصل پنجم استراتژی های مطالعه توضیح داده شده است .) 

2- جدول برنامه ی هفتگی را با توجه به واحد مطالعه ی خودتان پر کنید. 

3- زمان استراحت پس از هر واحد مطالعه را در نظر داشته باشید و آنرا نیز در برنامه وارد کنید. برای آنکه برنامه ی شما خیلی شلوغ نشود می توانید پس از هر واحد مطالعه ، زمان استراحت را به ازای هر 15 دقیقه با یک علامت * مشخص کنید. 

4- تمام کارها و فعالیت هایی که به طور ثابت در هر هفته دارید را با خودکار مشکی در جدول وارد کنید. از جمله برنامه ی درسی کلاس های مدرسه و کارهای ثابت هفتگی تان را وارد جدول کنید. مثلاً ساعات تغذیه ، ورزش و کلاس های آموزشگاه و یا کلاس های زبان ترمیک و یا کار با کامپیوتر را مدنظر داشته باشید. 

تذکر مهم در رابطه با فعالیت های فوق برنامه : 

لازم به ذکر است فعالیت های فوق برنامه داوطلبان کنکور مانند ورزش ، تفریح ، تلویزیون ، کامپیوتر و... باید متناسب با حجم بالای مطالبی که باید جهت آمادگی کنکور مطالعه کرد، در نظر گرفته شود. 

سعی کنید فعالیت های فوق را در جهت اهدافتان طرح ریزی کنید مثلاً من امروز یک ساعت ورزش می کنم تا بتوانم در ساعت های بعدی بهتر مطالعه کنم و با شادابی به مطالعه ام ادامه دهم . 

توجه داشته باشید فعالیت های فوق برنامه نباید وقت زیادی از شما بگیرد و نباید زیاد شما را خسته کند. بارها با افرادی برخورد کرده ام که وقتی از فعالیت های جنبی خسته می شوند به سراغ درس می روند. پس شما دقت داشته باشید هرگاه پس از انجام مطالعه ی کافی خسته شدید به سراغ فعالیت های فوق برنامه بروید. انجام فعالیت های جنبی در زمان مطالعه و آمادگی جهت کنکور به مدت چهار تا پنج ساعت در هفته می تواند برای شادابی و تجدید روحیه و آمادگی برای مطالعه های بعدی ، کافی باشد ولی بیشتر از این مقدار به برنامه ی مطالعاتی شما ضرر خواهد رساند. 

5- دروسی که باید مطالعه شود را با توجه به ساعت های لازم جهت مطالعه ی آنها و متناسب با برنامه ریزی کلی تان ، به طور دقیق وارد برنامه کنید. (زمان مطالعه ی این دروس را با خودکار آبی وارد برنامه کنید.) 

6- دقت داشته باشید هر درس را به اجزاء زمانی متناسب با واحد مطالعه ی خودتان ، تقسیم بندی کرده و آنرا وارد برنامه کنید. مثلاً شما برای اینکار می توانید در نظر بگیرید، در یک واحد مطالعه تان ، یک موضوع فیزیک مثلاً آینه ها را بخوانید و یا یک یا چند درس از یک کتاب (درس 5 و 6 از کتاب عربی ) را مطالعه کنید و یا حتی به صورت صفحه ای برنامه ریزی کنید. (مثلاً 10 صفحه از کتاب زیست شناسی را در یک واحد مطالعه بخوانید.) 

7- دقت داشته باشید تمامی دروس را در برنامه ی مطالعاتی خود بگنجانید و هیچ درسی را به دلیل سخت بودن و یا بی علاقگی رها نکنید. یکی از محاسن برنامه ریزی این است که شما را مکلف به خواندن دروسی می کند که به هر دلیل به آن علاقه ندارید البته قبل از شروع به مطالعه همانطور که در فصل اول (علاقه به مطالعه ) بیان شد حتماً به موضوع علاقمند شوید. (راهکارهای این مطلب در مبحث فوق آمده است و علاوه بر آن می توانید از خلاقیت خودتان در این مورد استفاده کنید.) و همچنین هیچ درسی را به خاطر مشکل بودن و یا دارای ضریب پایین بودن رها نکنید مثلاً اگر دانش  آموز رشته تجربی هستید حتماً ریاضیات را در برنامه خود قرار داده و آنرا مطالعه کنید. 

8- برای مطالعه هر درس یا هر کتاب وقت کافی در نظر بگیرید. 

ساعات مورد نیاز جهت مطالعه یک درس یا یک موضوع را متناسب با میزان سختی آن در نظر بگیرید و همچنین به زمان لازم جهت حل تمرین ها و تست زنی نیز توجه کنید. مثلاً میزان ساعتی که برای مطالعه و حل تمرین های یک مبحث ریاضی نیاز دارید خیلی بیشتر از میزان ساعت مطالعه ی یک یا دو درس ادبیات می باشد. 

9- اگر در کنکور آزمایشی شرکت می کنید ، برنامه ی هفتگی خود را می توانید متناسب با برنامه ی آزمونها قرار دهید. البته از دروس پیش دانشگاهی غافل نشوید و آنها را نیز در برنامه ی مطالعه ی خود قرار دهید. 

10- بین دو موضوع مشابه یک موضوع دیگر را مطالعه کنید و یا مدت زمانی را برای استراحت در نظر بگیرید. (رجوع کنید به « مطالب مشابه درسی را پشت سرهم مطالعه نکنید» که در فصل استراتژی های مطالعه آمده است .) 

11- مدت زمانی را در برنامه ی هفتگی جهت جبران عقب افتادگی ها در نظر بگیرید. 

مثلاً ممکن است در زمانی که برای مطالعه در نظر گرفته اید حادثه ی غیرمنتظره ای پیش بیاید و باعث شود شما آن زمان مطالعه را از دست بدهید، بنابراین ساعاتی را در برنامه بدین منظور اختصاص دهید. (مثلاً 2 واحد مطالعاتی روز جمعه را برای جبران عقب افتادگی ها در نظر بگیرید.) در صورتی که از برنامه ی خود عقب نبودید می توانید این مدت زمان را صرف مرور درس ها و یا مطالعه ی دروس جدید بکنید. 

12- مرور هفتگی درس ها را در برنامه قرار دهید. 

در برنامه ی مطالعه ی درسی خود، برای هر درس ساعتی را برای مرور در نظر بگیرید. 

13- وقت مطالعه ی درسی را حتی الامکان نزدیک تر به ساعت آن درس تعیین کنید. تا جایی که امکان دارد مطالعه ی هر درس را بلافاصله پس از ساعت آن درس انجام دهید مثلاً ترجیحاً درس امروز را همین امروز مطالعه کنید زیرا مطالعه ی یک درس چند روز پس از درس دادن با فراموشی برخی از مفاهیم به خاطر مرور زمان همراه است . مطالعه در اولین فرصت پس از درس دادن آن ، با آمادگی ذهنی بیشتر برای جذب مباحث همراه است . و همچنین مطالعه یا مرور دروس روز بعد را نیز در برنامه ی خود قرار دهید. 

توجه :  تهیه ی برنامه ی مناسب هفتگی برای اولین بار، بدون خطا و اشتباه نخواهد بود و شاید در اجرای آن با مشکلاتی روبه رو شوید ولی همانطور که بیان می شود در مراحل بعدی این نوع برنامه ریزی (در مرحله ی اقدام اصلاحی کنید   Act ) می توانید ایرادهای آنرا برطرف کرده و برای هفته های آینده یک برنامه ریزی دقیق و واقعی انجام دهید.

یا علی


برچسب‌ها:
روشهای مطالعه

آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده‌اید که هنگام مطالعه از چه روشی استفاده می‌کنید؟ یک روش مطالعه صحیح و اصولی می‌تواند بسیاری از مشکلات تحصیلی را از بین ببرد. بررسیهای بعمل آمده گویای آن است که افرادی که در زمینه تحصیل موفق بوده‌اند، روش صحیحی برای مطالعه داشتند. یادگیری (learning) مسئله‌ای است که در سراسر طول زندگی انسان بویژه در دوران دانش آموزی و دانشجویی اهمیت زیادی دارد. چرا که دانش آموزان و دانشجویان همیشه در معرض امتحان و آزمون قرار دارند و موفقیت در آن آرزوی بزرگشان است.

The image “http://www.ido.ir/myhtml/article/1386/m08/13860823161.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



شاید به افرادی برخورده باشید که می‌گویند: همه کتابها و جزوه‌ها را می‌خوانم، اما موقع امتحان آنها را فراموش می‌کنم، یا من استعداد درس خواندن را ندارم، چون با اینکه همه مطالب را می‌خوانم اما همیشه نمراتم پایین است و یا ... . بسیاری از اینگونه مشکلات به نداشتن یک روش صحیح برای مطالعه باز می‌گردد. عده‌ای فقط به حفظ کردن مطالب اکتفا می‌کنند، بطوری که یادگیری معنا و مفاهیم را از نظر دور می‌دارند. این امر موجب فراموش شدن مطالب بعد از مدتی می‌شود، در واقع آنچه اهمیت دارد یادگیری معنا و مفهوم است، چیزی که نمی‌توانیم و نباید از آن دور باشیم.

برای آنکه مطلبی کاملا آموخته شده و با اندوخته‌های پیشین پیوند یابد، باید حتما معنا داشته باشد، در این صورت احتمال یادگیری بیشتر و احتمال فراموشی کمتر خواهد شد. بنابراین قبل از اینکه خود را محکوم کنیم به نداشتن استعداد درس خواندن ، کمبود هوش ، کمبود علاقه ، عدم تونایی و سایر موارد ، بهتر است نواقص خود را در مطالعه کردن بیابیم و به اصطلاح آنها بپردازیم. در اینصورت به لذت درس خواندن پی خواهیم برد. اولین قدم در این راستا آن است با اندکی تفکر عادتهای نامطلوب خود را در مطالعه یافته و سپس عادتهای مطلوب جایگزین آن گردد.


برای تغییر عادات مطالعه مراحل زیر را باید در نظر گرفت:

  1. آگاهی (درباره موضوع)
  2. علاقه
  3. ارزیابی (ارزیابی اطلاعات بدست آمده با در نظر گرفتن موقعیتهای موجود)
  4. آزمایش (بکار بستن فکر)
  5. مطابقت خود با فکر تازه و اختیار و قبول آن
انواع روش های مطالعه=-

 

روش پس ختام

این روش یکی از مهمترین و معروفترین روشهای بهسازی حافظه است. نام این روش همانند نام انگلیسی آن (PQ4R) متشکل از حروف اول شش مرحله آن است.

مراحل پیش خوانی

در این مرحله کتاب یا مطلب بصورت یک مطالعه اجمالی و مقدماتی مطالعه شود. از جمله موارد این مرحله خواندن عنوان فصلها ، خواندن سطحی فصل ، توجه به تصاویر ، بخشهای اصلی و فرعی و خلاصه فصلها می‌باشد. هدف در این مرحله یافتن یک دید کلی نسبت به کتاب و ارتباط دادن بخشهای مختلف کتاب با یکدیگر می‌باشد.

مرحله سؤال کردن

پس از مطالعه اجمالی موضوعات و نکات اصلی ، به طرح سؤال در مورد آنها بپردازید. این کار باعث افزایش دقت و تمرکز فکر و سرعت و سهولت یادگیری می‌گردد.

مرحله خواندن

در این مرحله به خواندن دقیق و کامل مطالب کتاب پرداخته ، که هدف فهمیدن کلیات و جزئیات مطالب و نیز پاسخگوی به سؤالات مرحله قبل می‌باشد. در مرحله خواندن برای فهم بهتر مطالب می‌توان از کارهایی مثل یادداشت برداری ، علامت گذاری و خلاصه نویسی بهره جست.

مرحله تفکر

در این مرحله هنگام خواندن ، ساختن سؤالها ، و ایجاد ارتباط بین دانسته‌های خود ، درباره مطلب فکر کنید. در این مورد نیز مهمترین اصل همان بسط معنایی است. بسط معنایی ممکن است در مراحل پنجم و ششم نیز یعنی در مراحل از حفظ گفتنی و مرور کردن نقشی داشته باشد.

مرحله از حفظ گفتنی

در این مرحله باید بدون مراجعه به کتاب و از حفظ به یادآوری مطالب خوانده شده پرداخته شود و بار دیگر به سؤالاتی که خود فرد طرح کرده بود پاسخ دهد. در اینجا باید مطالب آموخته شده را در قالب کلمات برای خود کرده ، در غیر اینصورت لازم است که مجددا به خواندن مطالبی که آموخته نشده پرداخته شود. مرحله از حفظ گفتنی در پایان هر بخش انجام می‌گیرد و وقتی بخشهای یک فصل به اتمام رسید به مرحله بعد ، یعنی مرور کردن یا آزمون وارد می‌شویم.

مرحله مرور کردن

این مرحله ، که مرحله آزمون نیز می‌باشد، در پایان هر فصل انجام می‌گیرد. در اینجا به مرور موضوعات اصلی و نکات مهم و نیز ارتباط مفاهیم مختلف به یکدیگر پرداخته و در صورت برخورد با موضوعات مورد اشکال به متن اصلی یا مرجع مراجعه شود. یکی از راههای کمک به این مرحله پاسخگوئی به سئوالات و تمرینات پایان فصل است: اجرای این مرحله می‌تواند مقداری از اضطراب امتحان را کاهش دهد.

روش دقیق خوانی

هدف از این مرحله این است که مطالب کامل و دقیق درک شده و بصورتی سازمان یافته و منظم در حافظه نگهداری شود. برخی از فنون موجود که می‌تواند به روش دقیق خوانی کمک کند عبارتند از:

تکنیک خلاصه برداری

به نوشتن عبارت ، مفاهیم و موضوعات کلیدی متن پرداخته ، بطوری که در مرور مطالب ، با نگاه کردن و خواندن خلاصه‌ها ، همه مطالب خوانده شده را یادآوری کند. یک روش بسیار مطلوب این است که از خلاصه‌ها نیز دوباره خلاصه برداری شود.

تکنیک سازماندهی مطالب

این تکنیک باعث افزایش درک و سرعت یادگیری و سهولت در بازیابی مطالب آموخته شده می‌شود. برای سازماندهی مطالب استخراج سه بخش از متن اصلی مورد مطالعه لازم است که عبارتند از:

  • موضوع اصلی: موضوعی که تمامی مطالب را در بر می‌گیرد و بقیه مطالب حول و حوش آن می‌چرخد.
  • نکته‌های اصلی: خطوط و اندیشه‌های اصلی و مهم هستند که در مجموع موضوع اصلی را می‌سازند و از صراحت بیشتری برخوردار است.
  • نکات جزئی: اطلاعات جزئی‌تر هستند که بصورت مثالها ، نمونه‌ها ، عکس و تصویر اطلاعات واقعی مطرح می‌گردند.

تکنیک علامت گذاری در متن

در این تکنیک علامتهایی را بر روی متن اصلی انجام داده ، از قبیل علامت گذاری به شکلهای مختلف در متن ، خط کشیدن زیر عبارات مهم ، حاشیه نویسی و ... ، این موارد بسته به صلیقه‌های افراد متفاوت می‌باشد. اما نکته مهمی که در هر نوع علامت گذاری حائز اهمیت است این است که ، بهتر است همانند تکنیک سازمان دهی ، مطالب را در سه دسته مجزا (موضوع اصلی ، نکته اصلی ، موارد جزئی) قرار داده و آنها را با علامتهای مختلف نشان دهید.


در کنار روش مطالعه عوامل محیطی نیز در میزان یادگیری تأثیر دارد. یک محیط مناسب باعث توجه و تمرکز بهتر و بیشتری می‌شود.

حذف عوامل مزاحم فکری

مواردی هست که بخش عظیمی از وقت و فعالیت ذهنی را موضوعاتی به خود مشغول می‌دارند که هیچ رابطه با موضوع ندارند، موضوعاتی مانند: رفتار معلمان و استادان ، افزایش شهریه و نوع رفت و آمد و … برخی از موضوعاتی هستند که موقع مطالعه اگر به آنها فکر شود از کارایی مطالعه می‌کاهد. برخی حتی خیال پردازیهایشان را موقع مطالعه انجام می‌دهند؛ که به شدت فکر را آشفته کرده و تمرکز را از بین می‌برد. توصیه کلی این است که اگر ذهن خود را از افکار مختلف پاک کنید تا بر روی موضوع مورد مطالعه تمرکز کنید، مطالعه را کنار بگذارید و زمانی مطالعه را شروع کنید که سرحال ، علاقمند و متمرکز هستید.

فراهم کردن محیط مناسب

محل و مکانی که مطالعه در آنجا انجام می‌شود باید مناسب باشد. منظور از محل مناسب مکانی است که آرام ، ساکت و دور از عوامل مزاحم محیطی باشد، این باعث تمرکز بهتر روی موضوع مطالعه می‌شود. بعضی افراد محل و زمانی را برای مطالعه انتخاب می‌کنند که بسیار شلوغ و پر سرو صدا است و بعضی از افراد رختخواب را برای مطالعه انتخاب می‌کنند و توقع یادگیری سطح مطلوب را دارند، ولی از این حقیقت غافلند که این محلها بدترین محل برای مطالعه است.

یا علی

 

 


برچسب‌ها:
کارشناسی ارشد علوم پزشکی گاج
گزارشی از عملکرد بنده در کلاس زیست جانوری

سلام

فایل پی دی اف زیر را دانلود کنین و بخونین

نظر یادتون نره

یا علی


برچسب‌ها:
کلید اولیه سوالات رشته فیزیولوژی و بیوشیمی

سلام بالاخره کلیدها اومد

کلید سوالات رشته فیزیولوژی از لینک زیر

http://www.mainframegurukul.com/images/download.jpg

کلید سوالات رشته بیوشیمی

http://www.airtec.aero/documents/Grafiken/2008/download/download_grafik-ii.jpg

یا علی


برچسب‌ها: