لطفا قبل از درخواست جزوه نمونه جزوه را دانلود کنید و بعد به بنده در ایمیل یا در کانال تلگرام پیغام بدهید تا هماهنگی ها با شما انجام شود.
 
آخرین مطالب
 
صفحات
پاسخنامه سوالات فیزیولوژی علوم پایه دندانپزشکی 25 شهریور برای دانشجویان این رشته

با سلام

140- الف

141- د

142- الف

143- الف

144- ب

145- ج

146- ج

147- ج

148- ج

149- د

150- د

151- د

152- ج و الف

153- الف

154- د

155- د

156- الف

157-ج

١۵٨- ب

١۵٩- الف

١۶٠- ب

١۶١- د

١۶٢- ج

١۶٣- ب

موفق باشید

یا علی


برچسب‌ها:
انواع حافظه

سلام

مطالبی را که یادآوری می‌کنم با توجه به زمان یادآوری می‌تواند مربوط به دو نوع مختلف حافظه باشد. دانش آموزی را تصور کنید که در کلاس درس مطالبی را در مورد موضوعی یاد می‌گیرد، مثلا نام یک آتشفشان یا پایتخت یک کشور و ... . زمانی که بلافاصله و در همان کلاس درس سوالاتی از این مطالب از وی می‌شود، در پاسخگویی به آن از حافظه کوتاه مدت خود استفاده می‌کند، ولی زمانی که سوالات در جلسه بعد و چند روز دیگر از او پرسیده می‌شود و او پاسخ می‌دهد، در واقع از حافظه دراز مدت خود استفاده کرده است. وقتی ما مطلبی را بلافاصله بعد از شنیدن آن به خاطر می‌آوریم، یادآوری آن کار آسانی خواهد بود و به سهولت انجام خواهد گرفت، اما زمانی که مدتی از شنیدن مطلب می‌گذرد و تلاش می‌کنیم آن را یاد بیاوریم، با مشکل بیشتری روبرو خواهیم شد.

زمانی که ما بلافاصله مطالب را یادآوری می‌کنیم، در واقع از دانش فعال خود که هنوز در سطح هشیاری ما قرار دارد، استفاده می‌کنیم، ولی زمانی که مدتی بعد از شنیدن مطالب قصد یادآوری آنها را می‌کنیم، دانشی که از آن استفاده می‌کنیم، نافعال است. با این توصیف در تقسیم بندیهایی که از حافظه به عمل آمده، آن را به دو نوع حافظه کوتاه مدت و دراز مدت تفسیم بندی کرده‌اند. تفاوت این دو نوع حافظه عمدتا به مدت زمان نگهداری اطلاعات مربوط می‌شود. هرچند تفاوتهای دیگری نیز با یکدیگر دارند.

مطالعات نشان داده‌اند که آدمی انواع مختلفی از حافظه (Memory) را دارد. اینکه «اطلاعات برای مدت زمان کوتهی ذخیره می‌شوند یا برای مدت زمان بلند» باعث تقسیم حافظه به انواع «حافظه کوتاه ‌مدت» (Short-Term Memory) و حافظه بلند ‌مدت
(Long-Term Memory) شده است. با وجود این تقسیم آنها برای ذخیره کردن اطلاعات مراحل سه‌گانه حافظه را اجرا می‌کنند، البته به شیوه‌ها و ساختارهای مختلف این کار را انجام می‌دهند. نکته دیگر آنکه در بعضی از مطالعات و منابع از حافظه نوع سومی نیز به نام «حافظه حسی» (Sensory Memory) صحبت می‌شود.

حافظه کوتاه مدت (S.T.M)

مهمترین ویژگی این نوع حافظه ، گنجایش محدود آن است که بطور متوسط بین هفت ماده به اضافه یا منهای دو ماده (2±7) است. بعضی افراد تنها 5 ماده و برخی تا 9 ماده را در حافظه کوتاه مدت خود نگه می‌دارند، اما بطور متوسط گنجایش حافظه کوتاه مدت اکثریت افراد 7 ماده است. این رقم فراخنای حافظه نامیده می‌شود.

ویژگی دیگر حافظه کوتاه مدت آن است که اطلاعات در آن به صورت صوتی ، دیداری (عمدتا به صورت صوتی) رمزگردانی می‌شوند، مثلا شخصی که مجموعه حروف RLBKSJ

بازیابی در این حافظه کم و بیش عاری از خطاست، بطوری که اگر مطلبی در حافظه باشد، حتما قابل دسترسی است.
را شنیده و آن را به صورت صوتی رمزگردانی کرده است، در یادآوری ممکن است به جای حرف B ، حرف T را که صدای مشابهی با حرف B دارد، بیان کند.

یک آزمایش ساده برای تعیین حافظه

از دوست خود بخواهید فهرستی از کلمات مثل اسامی افراد ، مکانها یا ارقام را تهیه کند و برای شما بخواند. بعد از آن ببینید از فهرست خوانده شده ، چند نام یا رقم را می‌توانید به ترتیب به یاد بیاورید. رقمی که بدست می‌آورید، احتمالا بین 5 و 9 خواهد بود که فراخنای حافظه شما را نشان می‌دهد. در واقع حافظه کوتاه مدت مثل جعبه هفت خانه‌ای است. زمانی که این هفت خانه پر شود، به ناچار باید برخی از خانه‌ها خالی شوند تا اطلاعات جدید بتوانند در آنها قرا بگیرند. این مساله یکی از علل فراموشی
است.

حافظه دراز مدت (L.T.M)

مهمترین ویژگی این نوع حافظه گنجایش نامحدود آن است، بطوری که مطالب زیادی را در آن می‌توان نگهداری کرد، بدون آنکه از بین بروند. به عبارتی اطلاعات در این نوع حافظه از بین نمی‌روند، هرچند ممکن است فراموش شوند. به عنوان مثال کتابخانه بزرگی را در نظر بگیرید که در آن دنبال کتابی می‌گردید که قبلا در آنجا قرار داده شده است. اگر نتوانید به کتاب مورد نظر دست پیدا کنید، به این معنی نخواهد بود که کتاب مورد نظر در آن کتابخانه وجود ندارد، یا از بین رفته است. ممکن است نحوه قرار دادن آن در محل مناسبی صورت نگرفته، یا پیگردی آن مناسب نیست.

رمزگردانی مطالب در این نوع از حافظه به صورت معنایی صورت می‌گیرد، برخلاف حافظه کوتاه مدت که از رمز صوتی و یا دیداری استفاده می‌کند. به عنوان مثال اگر فهرستی از کلمات به حافظه دراز مدت سپرده شوند، چند روز بعد از آن در حین یادآوری ممکن است کلمات هم معنی با آن کلمات یادآوری شوند، نه خود آن کلمات. اگر به فرض کلمه آفتاب در فهرست بوده، شخص ممکن است کلمه خورشید را یادآوری کند. این مساله را در یادآوری داستانها ، اخبار و مطالبی که می‌شنویم و مدتی بعد آنها را بازگو می‌کنیم، به وضوح می‌توانیم ببنیم. در حالی که موضوع داستان ، خبر یا مطالب دیگر بطور کامل ارائه می‌شود، اما لزوما از همان کلمات گوینده یا نویسنده کتاب استفاده نمی‌کنیم. از این مورد در روشهای بهسازی حافظه استفاده می‌شود، مبتنی بر اینکه مطالب را با توجه به معانی آنها یادسپاری کنیم.

بازیابی در این نوع حافظه برخلاف حافظه کوتاه مدت با خطا و اشکالاتی همراه است که گنجایش زیاد آن و اطلاعات نامحدود موجود در آن و گذشت زمان از دلایل آن می‌تواند باشد.

حافظه حسی

«حافظه حسی» نخستین مرحله به یاد‌سپاری و ذخیره کردن اطلاعات است. در این حافظه نسخه دقیقی از«اطلاعات حسی» ذخیره می‌شود. گنجایش این حافظه نامحدود است، اما مدت زمان ذخیره‌سازی اطلاعات بسیار کوتاه (حدود یک ثانیه) است. بعد از آنکه محرکی (از طریق گیرنده‌های حسی) وارد حافظه حسی شد، اگر مورد «توجه» (Attention) و دقت قرار گیرد، اطلاعات آن محرک به حافظه «کوتاه ‌مدت» انتقال می‌یابد. این فرآیند دقت و توجه برای انتقال اطلاعات با حافظه کوتاه مدت بسیار مهم است، زیرا آدمی در هر لحظه تحت تاثیر محرکهای حسی فراوانی قرار دارد، که اگر قرار بود این محرکها «ادراک» (Perception) شوند، زندگی غیر ممکن می‌شد. آدمی از طریق توجه کردن به بعضی از امور (محرکها) و بی‌توجهی به بعضی دیگر تصمیم می‌گیرد، تا آنچه را که می‌خواهد، ادراک کند. این فرآیند برای آغاز یادگیری مهم است.

رابطه بین دو نوع حافظه کوتاه مدت و حافظه بلند مدت

آیا بین حافظه کوتاه مدت و حافظه بلند مدت رابطه‌ای وجود دارد؟ این دو نوع حافظه از چه راهی با یکدیگر مرتبط می‌شوند؟ اینها سوالاتی هستند که نظریه‌های مختلفی در پاسخ آنها ارائه شده است. بر اساس یکی از این نظریه‌ها که به نظریه حافظه دوگانه معروف است، اطلاعات برای اینکه در حافظه دراز مدت ذخیره شوند، باید از حافظه کوتاه مدت به آنجا منتقل شوند. بنابراین اطلاعاتی که از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت منتقل می‌شوند، پایدار می‌مانند و در غیر این صورت بطور کامل از بین می‌روند.

از مهمترین راههایی که انتقال مطالب از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت را سبب می‌شود، ایجاد پیوند بین مطالب موجود در حافظه کوتاه مدت با مطالبی است که از قبل در حافظه بلند مدت وجود دارد و روش دیگر مرور ذهنی است. مرور ذهنی تحکیم و انتقال اطلاعات را به حافظه بلند مدت با سهولت انجام می‌دهد.

تفاوتهای حافظه کوتاه مدت و بلند مدت

تمایز روانشناختی

مراحل سه‌ گانه حافظه (رمز گردانی ، اندوزش ، ارزیابی) در هر دو نوع حافظه وجود دارند. اما تفاوتی که وجود دارد اینست که کار‌کرد و فرایند این سه مرحله در هر دو موقعیت یکسان نیست. برای مثال حافظه کوتاه مدت رمز‌گردانی را به صورت «شنیداری و دیداری» انجام می‌دهد، در حالیکه رمزگردانی حافظه بلند مدت به صورت «معنایی و پیوندهای معنی‌دار است».

تمایز زیست‌شناختی

حافظه کوتاه مدت و بلند از لحاظ ساختار مغزی نیز متفاوت هستند. پژوهش‌ها معلوم ساخته است که «هیپوکامپ» (Hippocampus) که ساختاری در زیر قشر مخ و نزدیک به مغز است، فقط در حافظه بلند مدت نقش دارد، ولی در حافظه کوتاه مدت تاثیر ندارد. این در حالی است که مناطق پیشانی قشر مخ (قطعه پیشانی) در حافظه کوتاه مدت دخالت دارند.

یا علی


برچسب‌ها: حافظه
رقابت بین جانداران

با سلام

وقتی از کنشهای متقابل بین جمعیت‌ها یا گونه‌های مختلف بحث می‌شود هدف از آن شکل ویژه‌ای از روابط بین افراد متعلق به گونه‌های مختلف با یکدیگر است. این ارتباط ، برخلاف مفهوم روابط متقابل که نشان دهنده تاثیر و تاثر بین محیط زندگی و موجودات است در واقع نوعی ارتباط بین جانداران برقرار است که از اراده و تصمیم جاندار منبعث می‌شود. در این مفهوم ، دو نوع ارتباط وجود دارد: یکی ارتباط بین افراد هم گونه و دیگری ارتباط بین افراد یک گونه با افراد گونه دیگر.

تفاوت کنش های متقابل و روابط متقابل

کنشهای متقابل شکل ویژه‌ای از روابط متقابل‌اند. اما تفاوت ظریفی نیز در ماهیت کنش و رابطه وجود دارد که طبعا روی آوردن به مفهوم کنش متقابل را ضروری ساخته است. عبارت روابط متقابل وقتی بکار می‌رود که بین محیط زندگی و موجودات زنده تاثیراتی برقرار باشد مانند اثر دما و رطوبت محیط بر جانداران و اثر موجود زنده بر تغییر میزان مواد آلی یا شرایط فیزیکی محیط. ولی واژه برهم کنشهای بین جانداران بیانگر ارتباطاتی است که ناشی از رفتار به تعبیری از اراده و تصمیم جاندار باشد.


تصویر

 

انواع روابط ممکن بین گونه‌ها

رقابت ، همیاری یا همزیستی ، صیادی یا شکاگری یا طعمه خواری ، انگلی ، همسفرگی و دگرآسیبی.

رقابت از دیدگاه دانشمندان

در رقابت دو طرف رابطه ، متقابلا برای یکدیگر محدودیت ایجاد می‌کنند. در اکثر موارد مفهوم رقابت را معادل تلاش برای بقا یا تنازع برای بقا ، اصطلاحی است که بوسیله داروین پیشنهاد شده، گرفته‌اند. هنوز بسیاری از مولفان رقابت را معادل مفهوم داروینی تنازع برای بقا می‌گیرند. برخی نیز نظیر هارپر تداخل متقابل را پیشنهاد می‌کنند و درباره مفهوم رقابت اختلاف نظرهای متعددی وجود دارد.

مفهوم رقابت

  • شرط بروز رقابت تنها این نیست که جانداران متعدد از یک منبع زیستی بطور مشترک استفاده کنند بلکه علاوه بر اشتراک محدود بودن آن منبع بعنی عدم کفایت آن برای تامین همه متقاضیان ضروری است. به بیان دیگر مشترک بودن منبع محیطی شرط لازم است ولی شرط کافی نیست. به عنوان مثال ، جانداران هوازی به اکسیژن نیاز کاملا اصلی دارند، ولی به دلیل فراوانی آن در محیطف برای دسترسی به اکسیژن با یکدیگر رقابت نمی‌کنند.
  • همسایه بودن جانداران ، یعنی زیستن آنها در یک منطقه معین ، شرط اجتناب ناپذیر برای بروز رقابت بین آنهاست اما این شرط بطور دقیق به معنای واقعی کلمه تنها در مورد گیاهان و جانوران ساکن صدق می‌کند جانوران متحرک می‌توانند با جانوران دیگری که نه آنها را می‌بینند و نه صدای آنها را می‌شنوند رقابت داشته باشند اما این توضیح به معنای نفی شرط همسایگی در مورد جانداران متحرک نیست بلکه این گروه از رقیبها به نحوی با هم همسایه یکدیگرند. بنابراین بودن در یک منطقه معین برای اشتراک در استفاده از یک منبع محیطی ، شرط حتمی است. ولی این اشتراک با وجود داشتن فاصله محدود به نحوی که عبارت همسایه بودن به معنای دقیق کلمه به آن اطلاق نشود می‌تواند بروز کند.

شکل های رقابت

شکلهای رقابت بر حسب منبعی که بهره‌وری مشترک و همزمان در آن موجب بروز این پدیده می‌شود، متنوع‌اند. رقابت در بین گیاهان اغلب برای اشغال فضای محدود در بالاتر از سطح خاک بین شاخ و برگ گیاهان و در زیر خاک بین ریشه‌ها رخ می‌دهد محدودیت عوامل زیستی دیگر نظیر آب ، نمکهای کانی و غیره نیز بر این لیست افزوده می‌شود. در بین جانواران ، رقابت عمدتا برای بهره‌وری از منابع غذایی مشترک ، ندرتا برای اشغال فضا جهت ساختن لانه و رعایت حریم است. رقابت فرایندی است که می‌تواند هم بین افراد متعلق به یک گونه و هم بین افراد متعلق به گونه‌های متمایز رخ دهد.


تصویر

 

مکانیزم رقابت

  • رقابت برای منبع (رقابت غیر تعرضی): این شکل از رقابت وقتی رخ می‌دهد که افراد متعلق به گونه واحد یا گونه‌های مختلف یک منبع محیطی را که با محدودیت و کمیابی روبروست مورد استفاده قرار می‌دهند و آنرا از دسترس متقضیان دیگر خارج می‌سازند.
  • رقابت آمیخته با اقدام (رقابت تعرضی): این شکل از رقابت وقتی بروز می‌کند که جاندارانی برای دستیابی به یک منبع ، برای یکدیگر ممانعت و مزاحمت ایجاد کنند، شرط بروز این الزاما محدودیت منبع نیست، بلکه می‌تواند در حالاتی که منبع مورد نظر با کمیابی و محدودیت نیز مواجه نباشد، بروز کند.

از اینکه گفته شد رقابت دو مکانیزم متفاوت دارد، نباید چنین نتیجه گرفت که هر شکل یا هر موردی از بروز رقابت باید یکی از مکانیزم فوق را بکار برد، بلکه بر عکس گاهی رقابت با یک مکانیزم و برخی اوقات ، با استفاده از هر دو مکانیزم صورت می‌گیرد. رقابت یک پدیده مطلق یا تابع قاعده همه یا هیچ نیست به تعبیر پیانکا رقابت مثل جریان برق نیست که تابع قطع و یا وصل شدن کلید باشد به این معنا که رقابت در کلیت خود یا کاملا برقرار باشد و یا مطلقا تظاهر نکند. بلکه رقابت تغییری طیف گونه یا اتصالی در طول یک طیف ممتد دارد و می‌تواند درجات مختلف یا شدتهای متفاوتی داشته باشد و این شدتها در طول زندگی هر فرد نیز نوسان کند.

یا علی


پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید فطر مبارک

پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید فطر مبارک

http://www.ptm9.ir/news/pic2/big/193413618913950471321863105494.jpg


برچسب‌ها:
کارنامه ها و پاسخنامه ها در راه است...

با سلام

شنبه 20 شهریور کارنامه ها و پاسخنامه ها در سایت

sanjeshp.ir در دسترس می باشد

یا علی


برچسب‌ها:
و بالاخره نتایج اومد...

سلام به همه دوستان عزیز

بالاخره نتایج اومد و برخی خوشحال و برخی ناراحت شدند!!!

تا الان که شاگردای ما خوب بودند

دانشگاه شهید بهشتی-تهران-سمنان-یزد-زنجان-همدان-ارومیه-مشهد

دانشجوهایی که قبول شدند قبولیشونو به این آدرس ایمیل کنند

dr_nourabadi@yahoo.com

یا علی


برچسب‌ها:
کتاب IQB زیست عمومی در راه است...

با سلام خدمت دوستان و قبولی طاعات

کتاب IQB زیست عمومی در راه است به محض اومدن به بازار به اطلاع دوستان می رسونم

ضمنا قابل ذکر است این کتاب با همکاری بنده و چندتن از دوستان آماده شده.

البته کتاب باپاسخ های تشریحی نیز تا آخر امسال چاپ خواهد شد.

یا علی


برچسب‌ها:
پتانسیل عمل

هنگامی که بخشی از غشای نورون تحریک می‌شود یک دگرگونی بیوالکتریکی به نام پتانسیل عمل در غشای آن پدید می‌آید که از محل تحریک به نواحی دیگر در طول غشای تار عصبی انتشار می‌یابد. این پدیده، موج یا جریان عصبی است. فقط غشای سلول‌های عصبی و عضلانی می‌توانند پتانسیل عمل تولید کنند؛ به همین جهت غشای این دو نوع سلول، تحریک‌پذیر خوانده می‌شوند.

  محرک‌ها انواع مختلفی دارند و ممکن است مکانیکی، شیمیایی، حرارتی، نوری و یا الکتریکی باشند. در بررسی‌های تجربی برای تحریک تار عصبی معمولا از محرک‌های الکتریکی استفاده می‌کنند؛ زیرا شدت این محرک‌ها به دقت قابل تغییر و تنظیم است و اثر آن‌ها به سرعت ظاهر و به سرعت قطع می‌شود و در محدوده مناسب آسیبی به غشای عصبی وارد نمی‌کند.[1]
  هر پتانسیل عمل با تغییر ناگهانی پتانسیل طبیعی منفی(در حال استراحت) به پتانسیل مثبت غشا شروع می‌شود و با بازگشت تقریبا با سرعت مشابه آن به حالت منفی، خاتمه می‌یابد. برای انتقال یک پیام عصبی، پتانسیل عمل در طول فیبر عصبی حرکت می‌کند تا به انتهای عصب برسد.
 
مراحل پتانسیل عمل
مرحله استراحت
  پیش از وقوع پتانسیل عمل، مرحله استراحت بر غشا حاکم است. در این مرحله گفته می‌شود که غشا پلاریزه یا قطبی است. زیرا پتانسیل آن 90- میلی‌ولت است.
 
مرحله دپلاریزاسیون Depolarization
  در این مرحله غشا ناگهان نسبت به یون سدیم نفوذپذیر می‌شود و اجازه می‌دهد تا تعداد بی‌شماری یون مثبت سدیم به درون آکسون جاری شود. حالت طبیعی پلاریزه با پتانسیل 90- میلی‌ولت از بین می‌رود و پتانسیل به سرعت در جهت مثبت بالا می‌رود. به این حالت دپلاریزاسیون می‌گویند. پتانسیل غشا در فیبرهای بزرگ عصبی به بالاتر از صفر می‌رسد و کما بیش مثبت می‌گردد. این مرحله از دپلاریزاسیون به مقدار اضافی یا Overshoot معروف است که بین صفر تا 30+ میلی‌ولت می‌باشد. اما در برخی از فیبرها و تارهای عصبی کوچکتر و نیز در بسیاری از نورون‌های دستگاه مرکزی اعصاب، پتانسیل تنها به صفر نزدیک می‌شود و به وضعیت مثبت نمی‌رسد.
 
مرحله رپلاریزاسیون Repolarization
  در چند ده هزارم ثانیه بعد از اینکه غشا به شدت نسبت به سدیم نفوذپذیر گردید، کانال‌های سدیم شروع به بسته شدن می‌کنند و کانال‌های پتاسیمی به میزان بیشتری نسبت به حالت طبیعی بازمی‌گردند. سپس انتشار سریع یون‌های پتاسیم به خارج، مجددا پتانسیل غشا را به حالت منفی زمان استراحت می‌رساند؛ به این حالت رپلاریزاسیون غشا می‌گویند.[2]
  در خاتمه ممکن است پس‌نوسان‌هایی در پتانسیل غشا مشاهده شود که با توجه به جهت آن به افزایش پتانسیل غشا یا Hyper Polarization نامیده می‌شود. بر اساس "قانون همه یا هیچ" در سلول‌های عصبی، "پتانسیل عمل همانندی" ایجاد می‌شود و سلول‌هایی که چنین پتانسیلی دارند، سلول‌های تحریک‌پذیر به شمار می‌آیند. در اعصاب، پتانسیل عمل حدود یک میلی‌ثانیه طول می‌کشد در حالی که در ماهیچه قلب پس از 200 میلی‌ثانیه پتانسیل عمل هنوز خاتمه نیافته است.[3]
 
کانال‌های ولتاژی سدیم و پتاسیم
  کانال‌های سدیمی دریچه‌دار وابسته به ولتاژ، عامل ضروری در ایجاد دپلاریزاسیون و رپلاریزاسیون غشای عصب در طول پتانسیل عمل می‌باشند. یک کانال پتاسیمی دریچه‌دار وابسته به ولتاژ نقش بسیار مهمی در افزایش سرعت رپلاریزاسیون غشا بازی می‌کند. این دو کانال ولتاژی، جدا از پمپ سدیم – پتاسیم و کانال‌های انتشاری آن عمل می‌کنند.[4]
 
اساس یونی پتانسیل عمل
  غشای عصبی در حالت استراحت نسبت به یون‌های سدیم که تعداد آن‌ها در بیرون نورون بسیار بیشتر از درون آن است، تقریبا نفوذناپذیر می‌شود و به اصطلاح، دریچه‌های سدیم غشا بسته‌اند. اثر محرک در غشا باعث افزایش نفوذپذیری آن نسبت به سدیم می‌شود. ورود یون‌هایی که بار مثبت دارند وضعیت الکتریکی غشا را تغییر داده، آن را دپلاریزه می‌کند. تا زمانی که اثر محرک در غشا، میزان پتانسیل آرامش را از حدود 70- میلی‌ولت به رقم تقریبی 55- میلی‌ولت نرساند، پتانسیل عمل منتشرشونده ایجاد نمی‌شود و اثر محرک به صورت پتانسیل موضعی باقی می‌ماند. برای ایجاد پتانسیل عمل، ورود تعداد کمی یون سدیم کافی است و سدیم وارد شده به وسیله پمپ سدیم با صرف مقدار کمی انرژی به بیرون رانده می‌شود. در هنگام تحریک غشای عصبی باز شدن دریچه‌های سدیم شبیه کارکرد یک بازخورد مثبت است که باعث کاهش پتانسیل غشا و در نتیجه باز شدن دریچه‌های سدیم بیشتر می‌شود که به دپلاریزاسیون غشا منجر می‌شود.
  داروهای بی‌حس‌کننده موضعی مثل نووکائین(Novocain) و گزیلوکائین(Xylocain) نیز عملکردی این‌گونه دارد؛ به این صورت که این داروها با جلوگیری از ورود یون سدیم به تار عصبی مانع ایجاد پتانسیل عمل می‌شوند. بعضی مواد دیگر مانند حشره‌کش‌ها با از کار انداختن پمپ سدیم باعث اختلال در تحریک اعصاب می‌شوند. همچنین کاهش کلسیم خون باعث می‌شود تا دریچه‌های سدیم غشای عصبی، در حالت آرامش به خوبی بسته نشوند و ورود یون‌های سدیم بیشتر، به درون تار عصبی موجب شود تا بدون وجود محرک، امواج عصبی درون‌زا تولید شود.[5]   
 
پتانسیل موضعی
  اگر یک محرک ضعیف که قادر به ایجاد پتانسیل عمل نباشد، را بر تار عصبی وارد کنیم یک پاسخ موضعی ایجاد می‌شود که اثر آن با دور شدن از محل تحریک کمتر می‌شود. معمولا در یک تار عصبی پتانسیل موضعی و پتانسیل عمل منتشرشونده به یکدیگر وابسته‌اند؛ به این ترتیب که تا زمانی که شدت محرک به حد معینی نرسیده باشد، پتانسیل موضعی به وجود می‌آید و پس از آن با رسیدن شدت محرک به حد لازم، پتانسیل عمل منتشرشونده به جریان می‌افتد.[6]
 
چگونگی شروع پتانسیل عمل
  تا زمانی که غشای تار عصبی دست‌نخورده باقی بماند، هیچ‌گونه پتانسیل عملی در عصب به وجود نمی‌آید. هر رویدادی که منجر شود تا پتانسیل غشا به مقدار کافی از 90- میلی‌ولت به سمت صفر میل کند، باعث باز شدن بسیاری از کانال‌های ولتاژی سدیم خواهد شد. به این ترتیب مراحل دیگر پتانسیل عمل به وقوع می‌پیوندد. مهمترین رویدادی که باعث اختلاف ولتاژ در سلول عصبی می‌شود، "دور باطل فیدبک مثبت" می‌باشد.[7] 
 
آستانه تحریک پتانسیل عمل
  تا زمانی که افزایش پتانسیل اولیه غشا به اندازه‌ای نباشد که بتواند دور باطل را ایجاد کند، پتانسیل عمل نیز ایجاد نمی‌شود. این حالت زمانی رخ می‌دهد که تعداد یون‌های سدیم وارد شده به سلول عصبی، بیشتر از یون‌های پتاسیم خارج شده از آن باشد. معمولا افزایش ناگهانی 15 تا 30 میلی‌ولت در پتانسیل غشا برای این امر لازم است. بنابراین، افزایش ناگهانی در پتانسیل غشای یک تار عصبی از 90- میلی‌ولت به 65- میلی‌ولت، موجب پیدایش انفجاری پتانسیل عمل می‌شود. به این سطح یعنی 65- میلی‌ولت، آستانه تحریک پتانسیل عمل می‌گویند.[8]
 
انتشار پتانسیل عمل
  چنانچه در محلی از سلول عصبی، پتانسیل غشا تا حد آستانه دپلاریزه شود، پتانسیل عمل ایجاد خواهد شد. بنابراین بین محل تحریک و مکان‌های بدون تحریک غشا یعنی بین جسم سلولی و آکسون، اختلاف پتانسیل به وجود می‌آید و جریان عصبی از محل دپلاریزه شده به محل دپلاریزه نشده منتشر می‌شود. به این ترتیب تکانه عصبی در طول تار عصبی و انشعابات آن جریان می‌یابد. در این وضعیت ممکن است انتشار جریان عصبی در هر سلول فقط در یک جهت انجام شود؛ چرا که انتشار جریان عصبی از طریق سیناپس‌ها به صورت یک‌طرفه و فقط در یک جهت امکان‌پذیر است. این نوع انتشار را هدایت مستقیم یا Orthodromic و عکس آن را هدایت معکوس یا Antidromic می‌نامند.[9]          
  


[1] حائری روحانی، سیدعلی؛ فیزیولوژی اعصاب و غدد درون‌ریز، تهران، سمت، 1382، چاپ پنجم، ص 22.
[2] گایتون، آرتور؛ فیزیولوژی پزشکی، سپهری و دیگران، تهران، اندیشه رفیع، 1387، چاپ سوم، ص 56.
[3] خداپناهی، محمدکریم؛ روان‌شناسی فیزیولوژیک، تهران، سمت، 1383، چاپ دوم، ص 58.
[4] فیزیولوژی پزشکی، ص 56.
[5] فیزیولوژی اعصاب و غدد درون‌ریز، ص 29 و 30.
[6] همان.
[7] فیزیولوژی پزشکی، ص 60.
[8] همان.
[9] روان‌شناسی فیزیولوژیک، ص 58 و 59.

برچسب‌ها: